فال حافظ روزانه سه شنبه 5 آبان 1405 ، ویژه متولدین فروردین ، غزل حافظ شماره 281
يا رب اين نوگل خندان که سپردي به منش ، مي سپارم به تو از چشم حسود چمنش گر چه از کوي وفا گشت به صد مرحله دور ، دور باد آفت دور فلک از جان و تنش گر به سرمنزل سلمي رسي اي باد صبا ، چشم دارم که سلامي برساني ز منش به ادب نافه گشايي کن از آن زلف سياه ، جاي دل هاي عزيز است به هم برمزنش گو دلم حق وفا با خط و خالت دارد ، محترم دار در آن طره عنبرشکنش در مقامي که به ياد لب او مي نوشند ، سفله آن مست که باشد خبر از خويشتنش عرض و مال از در ميخانه نشايد اندوخت ، هر که اين آب خورد رخت به دريا فکنش هر که ترسد ز ملال انده عشقش نه حلال ، سر ما و قدمش يا لب ما و دهنش
شعر حافظ همه بيت الغزل معرفت است
،
آفرين بر نفس دلکش و لطف سخنش
تعبیر:
شرم و کمرویی را کنار بگذار و احساس خود را با دوست در میان بگذار تا سوء تفاهم بر طرف شود. عشق و محبت را با سود و زیان مال و منال برابر ندان. عشق و محبت، پایدار و همیشگی است اما ثروت دنیا، ناپایدار است.
فال حافظ روزانه سه شنبه 5 آبان 1405 ، ویژه متولدین اردیبهشت ، غزل حافظ شماره 87
حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت ، آري به اتفاق جهان مي توان گرفت افشاي راز خلوتيان خواست کرد شمع ، شکر خدا که سر دلش در زبان گرفت زين آتش نهفته که در سينه من است ، خورشيد شعله ايست که در آسمان گرفت مي خواست گل که دم زند از رنگ و بوي دوست ، از غيرت صبا نفسش در دهان گرفت آسوده بر کنار چو پرگار مي شدم ، دوران چو نقطه عاقبتم در ميان گرفت آن روز شوق ساغر مي خرمنم بسوخت ، کآتش ز عکس عارض ساقي در آن گرفت خواهم شدن به کوي مغان آستين فشان ، زين فتنه ها که دامن آخرزمان گرفت مي خور که هر که آخر کار جهان بديد ، از غم سبک برآمد و رطل گران گرفت بر برگ گل به خون شقايق نوشته اند ، کان کس که پخته شد مي چون ارغوان گرفت
حافظ چو آب لطف ز نظم تو مي چکد
،
حاسد چگونه نکته تواند بر آن گرفت
تعبیر:
غم های زندگی را بر خود آسان بگیر. با هنر و دانش خود می توانی راه تازه ای در زندگی باز کنی. از فتنه های روزگار ناراحت نشو زیرا دائمی و همیشگی نیستند و به زودی جای خود را به راحتی و آسودگی می دهند.
فال حافظ روزانه سه شنبه 5 آبان 1405 ، ویژه متولدین خرداد ، غزل حافظ شماره 411
تاب بنفشه مي دهد طره مشک ساي تو ، پرده غنچه مي درد خنده دلگشاي تو اي گل خوش نسيم من بلبل خويش را مسوز ، کز سر صدق مي کند شب همه شب دعاي تو من که ملول گشتمي از نفس فرشتگان ، قال و مقال عالمي مي کشم از براي تو دولت عشق بين که چون از سر فقر و افتخار ، گوشه تاج سلطنت مي شکند گداي تو خرقه زهد و جام مي گر چه نه درخور همند ، اين همه نقش مي زنم از جهت رضاي تو شور شراب عشق تو آن نفسم رود ز سر ، کاين سر پرهوس شود خاک در سراي تو شاهنشين چشم من تکيه گه خيال توست ، جاي دعاست شاه من بي تو مباد جاي تو
خوش چمنيست عارضت خاصه که در بهار حسن
،
حافظ خوش کلام شد مرغ سخنسراي تو
تعبیر:
به زودی شاهد بخت و مقصود را در آغوش می کشی و مزد رنج و زحمات خود را خواهی گرفت. با مهر و محبت می توانی زندگی راحت و آسوده ای داشته باشی. هیچ چیز بهتر از صداقت و یکرنگی نیست.
فال حافظ روزانه سه شنبه 5 آبان 1405 ، ویژه متولدین تیر ، غزل حافظ شماره 379
سرم خوش است و به بانگ بلند مي گويم ، که من نسيم حيات از پياله مي جويم عبوس زهد به وجه خمار ننشيند ، مريد خرقه دردي کشان خوش خويم شدم فسانه به سرگشتگي و ابروي دوست ، کشيد در خم چوگان خويش چون گويم گرم نه پير مغان در به روي بگشايد ، کدام در بزنم چاره از کجا جويم مکن در اين چمنم سرزنش به خودرويي ، چنان که پرورشم مي دهند مي رويم تو خانقاه و خرابات در ميانه مبين ، خدا گواه که هر جا که هست با اويم غبار راه طلب کيمياي بهروزيست ، غلام دولت آن خاک عنبرين بويم ز شوق نرگس مست بلندبالايي ، چو لاله با قدح افتاده بر لب جويم
بيار مي که به فتوي حافظ از دل پاک
،
غبار زرق به فيض قدح فروشويم
تعبیر:
شک و دودلی را از خود دور کن و بدون تفکر و اندیشه کاری را شروع نکن. در هر کار صداقت و درستی را پیشه کن و از ریاکاری و ریاکاران دوری کن. خود را به دست سرنوشت نسپار و کار امروز را به فردا نینداز.
فال حافظ روزانه سه شنبه 5 آبان 1405 ، ویژه متولدین مرداد ، غزل حافظ شماره 297
زبان خامه ندارد سر بيان فراق ، وگرنه شرح دهم با تو داستان فراق دريغ مدت عمرم که بر اميد وصال ، به سر رسيد و نيامد به سر زمان فراق سري که بر سر گردون به فخر مي سودم ، به راستان که نهادم بر آستان فراق چگونه باز کنم بال در هواي وصال ، که ريخت مرغ دلم پر در آشيان فراق کنون چه چاره که در بحر غم به گردابي ، فتاد زورق صبرم ز بادبان فراق بسي نماند که کشتي عمر غرقه شود ، ز موج شوق تو در بحر بي کران فراق اگر به دست من افتد فراق را بکشم ، که روز هجر سيه باد و خان و مان فراق رفيق خيل خياليم و همنشين شکيب ، قرين آتش هجران و هم قران فراق چگونه دعوي وصلت کنم به جان که شده ست ، تنم وکيل قضا و دلم ضمان فراق ز سوز شوق دلم شد کباب دور از يار ، مدام خون جگر مي خورم ز خوان فراق فلک چو ديد سرم را اسير چنبر عشق ، ببست گردن صبرم به ريسمان فراق
به پاي شوق گر اين ره به سر شدي حافظ
،
به دست هجر ندادي کسي عنان فراق
تعبیر:
با وجود تمام سختی ها و ناکامی ها، امید خود را از دست نده. اگر به هدف و مقصود خود ایمان داری، صبور و شکیبا باش. همه ی غم ها و ناکامی ها پایانی جز شادی و وصال ندارند. امید داشته باش.
فال حافظ روزانه سه شنبه 5 آبان 1405 ، ویژه متولدین شهریور ، غزل حافظ شماره 475
گفتند خلايق که تويي يوسف ثاني ، چون نيک بديدم به حقيقت به از آني شيرينتر از آني به شکرخنده که گويم ، اي خسرو خوبان که تو شيرين زماني تشبيه دهانت نتوان کرد به غنچه ، هرگز نبود غنچه بدين تنگ دهاني صد بار بگفتي که دهم زان دهنت کام ، چون سوسن آزاده چرا جمله زباني گويي بدهم کامت و جانت بستانم ، ترسم ندهي کامم و جانم بستاني چشم تو خدنگ از سپر جان گذراند ، بيمار که ديده ست بدين سخت کماني
چون اشک بيندازيش از ديده مردم
،
آن را که دمي از نظر خويش براني
تعبیر:
بخت و اقبال مساعد همراه تو است. به زودی به کام و آرزوی خود می رسی. با کمی تلاش می توانی آرزوهای خود را تحقق بخشی. در روزگار خوشی و سرور، خودبین و خودپسند نباش و به دیگران نیز بیندیش. خداوند را شاکر و سپاسگزار باش و قدر نعمت های او را بدان.
فال حافظ روزانه سه شنبه 5 آبان 1405 ، ویژه متولدین مهر ، غزل حافظ شماره 388
بهار و گل طرب انگيز گشت و توبه شکن ، به شادي رخ گل بيخ غم ز دل برکن رسيد باد صبا غنچه در هواداري ، ز خود برون شد و بر خود دريد پيراهن طريق صدق بياموز از آب صافي دل ، به راستي طلب آزادگي ز سرو چمن ز دستبرد صبا گرد گل کلاله نگر ، شکنج گيسوي سنبل ببين به روي سمن عروس غنچه رسيد از حرم به طالع سعد ، به عينه دل و دين مي برد به وجه حسن صفير بلبل شوريده و نفير هزار ، براي وصل گل آمد برون ز بيت حزن
حديث صحبت خوبان و جام باده بگو
،
به قول حافظ و فتوي پير صاحب فن
تعبیر:
به زودی بخت و اقبال به کام تو خواهد شد. صداقت و ایمان تو نتیجه خواهد داد و به آرزوهای خود می رسی. به خاطر مسائل جزئی عزت نفس و وقار خود را از دست نده.
فال حافظ روزانه سه شنبه 5 آبان 1405 ، ویژه متولدین آبان ، غزل حافظ شماره 433
اي که بر ماه از خط مشکين نقاب انداختي ، لطف کردي سايه اي بر آفتاب انداختي تا چه خواهد کرد با ما آب و رنگ عارضت ، حاليا نيرنگ نقشي خوش بر آب انداختي گوي خوبي بردي از خوبان خلخ شاد باش ، جام کيخسرو طلب کافراسياب انداختي هر کسي با شمع رخسارت به وجهي عشق باخت ، زان ميان پروانه را در اضطراب انداختي گنج عشق خود نهادي در دل ويران ما ، سايه دولت بر اين کنج خراب انداختي زينهار از آب آن عارض که شيران را از آن ، تشنه لب کردي و گردان را در آب انداختي خواب بيداران ببستي وان گه از نقش خيال ، تهمتي بر شب روان خيل خواب انداختي پرده از رخ برفکندي يک نظر در جلوه گاه ، و از حيا حور و پري را در حجاب انداختي باده نوش از جام عالم بين که بر اورنگ جم ، شاهد مقصود را از رخ نقاب انداختي از فريب نرگس مخمور و لعل مي پرست ، حافظ خلوت نشين را در شراب انداختي و از براي صيد دل در گردنم زنجير زلف ، چون کمند خسرو مالک رقاب انداختي داور دارا شکوه اي آن که تاج آفتاب ، از سر تعظيم بر خاک جناب انداختي
نصره الدين شاه يحيي آن که خصم ملک را
،
از دم شمشير چون آتش در آب انداختي
تعبیر:
به زودی به آرزوی خود می رسی و سعادت و نیکبختی بر زندگی ات سایه خواهد افکند و این حاصل رنج و زحمتی است که تحمل کرده ای. قدر لحظات زندگی را بدان و شکر خداوند را به جای آور.
فال حافظ روزانه سه شنبه 5 آبان 1405 ، ویژه متولدین آذر ، غزل حافظ شماره 137
دل از من برد و روي از من نهان کرد ، خدا را با که اين بازي توان کرد شب تنهاييم در قصد جان بود ، خيالش لطف هاي بي کران کرد چرا چون لاله خونين دل نباشم ، که با ما نرگس او سرگران کرد که را گويم که با اين درد جان سوز ، طبيبم قصد جان ناتوان کرد بدان سان سوخت چون شمعم که بر من ، صراحي گريه و بربط فغان کرد صبا گر چاره داري وقت وقت است ، که درد اشتياقم قصد جان کرد ميان مهربانان کي توان گفت ، که يار ما چنين گفت و چنان کرد
عدو با جان حافظ آن نکردي
،
که تير چشم آن ابروکمان کرد
تعبیر:
انتظاری که از رسیدن به هدف داشتی برآورده نشده است و به آرزوهایت نرسیده ای. با ناله و شکوه هیچ کاری درست نمی شود. نا امید نباش و در روشی که انتخاب کرده ای تجدید نظر کن و با عقل و تدبیر به سوی هدف برو.
فال حافظ روزانه سه شنبه 5 آبان 1405 ، ویژه متولدین دی ، غزل حافظ شماره 207
ياد باد آن که سر کوي توام منزل بود ، ديده را روشني از خاک درت حاصل بود راست چون سوسن و گل از اثر صحبت پاک ، بر زبان بود مرا آن چه تو را در دل بود دل چو از پير خرد نقل معاني مي کرد ، عشق مي گفت به شرح آن چه بر او مشکل بود آه از آن جور و تطاول که در اين دامگه است ، آه از آن سوز و نيازي که در آن محفل بود در دلم بود که بي دوست نباشم هرگز ، چه توان کرد که سعي من و دل باطل بود دوش بر ياد حريفان به خرابات شدم ، خم مي ديدم خون در دل و پا در گل بود بس بگشتم که بپرسم سبب درد فراق ، مفتي عقل در اين مساله لايعقل بود راستي خاتم فيروزه بواسحاقي ، خوش درخشيد ولي دولت مستعجل بود
ديدي آن قهقهه کبک خرامان حافظ
،
که ز سرپنجه شاهين قضا غافل بود
تعبیر:
افسوس گذشته را مخور. آنچه از گذشته باقی می ماند، خاطره است. خاطرات خوب را چراغ راه آینده قرار بده و بصیر و بینا باش تا راه رفته را دوباره طی نکنی.
فال حافظ روزانه سه شنبه 5 آبان 1405 ، ویژه متولدین بهمن ، غزل حافظ شماره 271
دارم از زلف سياهش گله چندان که مپرس ، که چنان ز او شده ام بي سر و سامان که مپرس کس به اميد وفا ترک دل و دين مکناد ، که چنانم من از اين کرده پشيمان که مپرس به يکي جرعه که آزار کسش در پي نيست ، زحمتي مي کشم از مردم نادان که مپرس زاهد از ما به سلامت بگذر کاين مي لعل ، دل و دين مي برد از دست بدان سان که مپرس گفت وگوهاست در اين راه که جان بگدازد ، هر کسي عربده اي اين که مبين آن که مپرس پارسايي و سلامت هوسم بود ولي ، شيوه اي مي کند آن نرگس فتان که مپرس گفتم از گوي فلک صورت حالي پرسم ، گفت آن مي کشم اندر خم چوگان که مپرس
گفتمش زلف به خون که شکستي گفتا
،
حافظ اين قصه دراز است به قرآن که مپرس
تعبیر:
از دوستی گله مندی و از روزگار شکایت داری. به آنچه می خواستی و آرزو داشتی نرسیده ای اما بهتر است از غرور و تکبر دست برداری و واقعیات زندگی را بپذیری تا رنج بیهوده نبری.
فال حافظ روزانه سه شنبه 5 آبان 1405 ، ویژه متولدین اسفند ، غزل حافظ شماره 175
صبا به تهنيت پير مي فروش آمد ، که موسم طرب و عيش و ناز و نوش آمد هوا مسيح نفس گشت و باد نافه گشاي ، درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد تنور لاله چنان برفروخت باد بهار ، که غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد به گوش هوش نيوش از من و به عشرت کوش ، که اين سخن سحر از هاتفم به گوش آمد ز فکر تفرقه بازآي تا شوي مجموع ، به حکم آن که چو شد اهرمن سروش آمد ز مرغ صبح ندانم که سوسن آزاد ، چه گوش کرد که با ده زبان خموش آمد چه جاي صحبت نامحرم است مجلس انس ، سر پياله بپوشان که خرقه پوش آمد
ز خانقاه به ميخانه مي رود حافظ
،
مگر ز مستي زهد ريا به هوش آمد
تعبیر:
خودخواهی و تکبر را رها کن تا با کمک و مشورت دیگران به همه چیز برسی. نا محرمان و حسودان را شریک اسرار خود نگردان زیرا تو را دچار رنج و مصیبت خواهند کرد. روزگار روی خوش را به تو نشان خواهد داد.